,هورمونی,الایزا,کیت,آزمایشگاه,فاسکو
 
 
0 نظرات  تشخيص آزمايشگاهي ليشمانياي احشائي
  تاریخ : ۱۳۹۲ چهارشنبه ۲۳ مرداد  [18:9]  

بهترين و قطعي ترين راه تشخيص VL از طريق روشهاي پارازيتولوژيكي مي باشد كه شامل تهيه اسميرهاي بافتي از آسپيراسيون طحال، مغز استخوان و غدد لنفاوي است. كشت انگل در محيطهاي كشت جامد، نيمه جامد و مايع انجام مي گيرد.و همچنين تلقيح به حيوان آزمايشگاهي مي باشد.  آسپيراسيون طحال حساستر از آسپيراسيون مغز استخوان بوده ولي به مراتب خطرناكتر است. جدا نمودن انگل از پونكسيونهاي كبد ـ طحال و مغز استخوان و تشخيص ميكروسكوپي آن هنوز بهترين و ايده‌ال‌ترين روش تشخيص بيماري كالاآزار است.  به هرحال روش‌هاي تشخيصي ديد مستقيم انگل مي‌تواند دردناك، خطرناك و ريسك‌دار باشند  به ويژه اينكه نياز به تيم مجرب و با امكانات كافي است. اين روش در بسياري موارد براي بيماران قابل قبول نيست.  از اينها گذشته تشخيص آماستيگوت‌هاي انگل در ديد مستقيم با توجه به ميزان كم و زياد انگل و تفاوت‌ در تجربه مشاهده كننده‌ها متفاوت است، و به اين دليل تشخيص‌هاي پارازيتولوژيكي (ديد مستقيم انگل) محدوديت‌هايي دارد و بسياري از موارد بيماري با اين روش بدون تشخيص باقي مي‌ماند. ضمناً روش‌هاي ديد مستقيم انگل اغلب قابل استفاده در مطالعات صحرائي نيستند.  تشخيص ليشمانيوز جلدي با تهيه اسمير و كشت از اگزوداي ضايعات جلدي به آساني انجام ميگيرد و در ليشمانيوز مخاطي بيوپسي بافتي براي تهيه اسمير و كشت و تلقيح به حيوان حساس آزمايشگاهي بكار مي‌رود.

با استفاده از يك قطره خون در روش سرولوژيكي مي‌توان بيماري را تشخيص داد بدون اينكه بيمار را به زحمت انداخت. روش‌هاي سرولوژيكي و ايمونولوژيكي بر اساس تشخيص آنتي‌بادي‌هاي موجود در جريان خون و يا بر ايمني سلولي استوار است. بنابراين ممكن است شخص بيمار نباشد ولي آنتي‌بادي در بدنش باشد و يا CMI  مثبت باشد. لذا اين روش‌ها تنها بيماران فعال را مشخص نمي‌كند و مي‌بايد با علامت‌هاي كلينيكي هم توأم باشد، و تفسيرهاي متعددي لازم است.
ضرورت انجام روشهاي سرولوژيكي براي VL انكار ناپذير است ولي بايد حساسيت و ويژگي‌هاي هريك از اين متدها را در نظر داشت. روشهاي سرولوژيكي نظر Elisa- DAT ، IFAT و CIE بسيار مؤثر هستند. در مورد هريك از آنها مختصري توضيح داده شده مي‌شود:

تستهاي ايمونولوژيك (تست پوستي مونتنگرو) (MST)| مونتنگرو در سال 1926، تست ليشمانين را ابداع كرد كه به عنوان تست پوست مونتنگرو (MST) شناخته شد. اين آزمايش شامل تلقيح داخل پوستي آنتي‌ژن ليشمانيا و اندازه‌گيري حساسيت تأخيري است Hypersensitovity (DTH). پروتئين‌هاي پروماستيگوت‌ها به عنوان آنتي‌ژن براي MST بكار برده مي‌شوند. اين آزمايش ميزان سيستم ايمني كسب شده از عفونتهاي ليشمانياي قبلي را مشخص مي‌كند و يك ابزار حياتي و ضروري به منظور مطالعات اپيدميولوژيكي ليشمانيازيس است(شكل23).  براي كشف و يافتن  VL بدون علامت  (asymptomatic) و موارد مصون شده  VLدر نواحي بومي، MST  قابل اعتبار و ارزش مي‌باشد. (Manson Bahr 1961) عكس‌العمل MST معمولا در طول مرحلة فعال كالا ـ آزار منفي است و تنها بعد از مصون شدن مثبت مي‌شود.(Manson Bahr 1961) .

 

تشخيص مولكولي| واكنش زنجير پلي‌مراز (PCR) يك ابزار با حساسيت بالا براي كشف ليشمانيا در بافتهاي بيماران است. در VL، PCR يك ابزار داراي حساسيت زياد براي تشخيص دادن عفونتهاي بدن علامت و براي مانيتورينگ چرخه انتقال مي‌باشد.   در بيماران مبتلا به عفونت همزمان HIV/VL اسمير خون محيطي و كشت آن نتيجه خوبي ميدهد.
 




0 2 2




نظرات :
نام کاربری :
نام رمز :
 

آدرس این وب لاگ
 
افسانه پورصالحی
Afsaneh Poursalehi
آرشيو نوشته ها
پیوندها
کلیه حقوق معنوی و مادی این سایت برای شرکت تحقیقاتی تولیدی فارمد آوران سبز محفوظ است 2017®

باكتريوري, کالیبراسیون, yeast, Anti-MCV , hepatitis, کروموزوم ناقص, واکسن تب دانگ , ویروس, روز آزمایشگاهیان, هیدروکسی, تستها ي سرولوژي و CBC ,ESR, كادميم, Bacillus, هیپوتیروئیدی, آگالاكتيه, سیستمیک, اثنی عشر, فلزات سنگین در بدن, میلیمترجیوه, فسفاتاز, سم آفلاتوکسین, میلومایی, Diphyllobothrium latum scolex, کلسترولی, الكترومغناطيسي, میکروبی, Rh, هموگلوبین, Lymphocyte, لیپوپروتئین, گلیسیرد, اتيلن, مشکلات گوارشی , سولفونیک, روغن های گیاهی, کریپتوسپوریدیوزیس مایکوباکتریوم, سرطان پوست , مونوسيت, فیتوشیمیک, کم خونی مگانوبلاستیک, لنداشتاینر, گرانولهای, Professor Nazneen Rahman, Golf, اضافه وزن و چاقی, مویرگهای, هموگلوبین, سفزولودين, هماگلوتیناسیون, کافئین, كلني, سردرد شدید, یک نوع باکتری به نام Synechocystis, باکتری, هیالین, ذرات, ژن pole یا POLD1, HEMOGLOBIN, نوکلئوتیدهای, פערסישער, اتوآنالايزرها, توکسیک, ديابتي, گلوبول, ترانسپورت, هورمون‌ها, گلبول های قرمز خون, هورمون‌هاى, هوچكين‌, HDN,